حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

173

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

بعضى مىگويند : حذيفه كه همراه سعد بود ، در اين باره به عمر نامه نوشت . عمر از سعد بن وقاص سبب آن را جويا شد . سعد گفت : بدى آب و هواى بلاد ، رنگشان را دگرگون كرده و آب و هوايى براى عربها سازگار است كه براى شترش سازگار باشد . عمر به سعد نوشت : سلمان و حذيفه را به جانب مشرق بفرستد تا سرزمينى كه در خور زندگى عربها باشد ، بيايند ، آنها هيچ‌جا را مناسبتر از كوفه نيافتند . در آن‌جا نماز به جاى آوردند و دعا كردند كه قرارگاهى نيكو باشد ، سپس نزد سعد بازگشتند . سعد به قعقاع و عبد اللّه بن معتم نوشت كه كسى را به جاى خود بگمارند و نزد او بروند و خود از مداين به كوفه آمد . اين واقعه در سال هفدهم ( ه . ق ) يعنى دو سال و دو ماه بعد از فتح قادسيه و سه سال و هشت ماه از آغاز خلافت عمر رخ داد . سعد به عمر نوشت : من در سرزمين كوفه كه ميان حيره و فرات است ، و به بيابان و دريا پيوستگى دارد ، اقامت گزيده‌ام و ترديد دارم كه اين جا را ترك كنيم و يا بمانيم و پيروز شويم . مردم را ميان آن و مداين مخيّر كردم و هر كس كه مداين را پسنديد ، او را به عنوان يك نظامى آن‌جا گذاشتم . چون عربها در كوفه استقرار يافتند ، حالشان نيكو شد و نيرو و سلامت از دست رفته را باز يافتند . مردم بصره نيز در همان زمان همراه مردم كوفه در منازل خود ساكن شدند ؛ آنها پيش از اين ، سه بار در آن‌جا منزل گزيده بودند . مردم دو شهر از عمر براى ساختن خانه‌هاى نيين اجازه خواستند . عمر نوشت : لشكر براى نبرد با شما سرسخت‌تر است ولى دوست ندارم با شما مخالفت كنم . با نى خانه بسازيد ، پس در هر دو شهر آتش سوزى رخ داد و خانه‌ها بسوخت . بار ديگر از او اجازه خواستند كه خانه‌هاى خود را با خشت بسازند . عمر اجازه داد و گفت : بدان شرط كه هيچ‌كس بيش از سه اتاق نسازد و به ارتفاع خانه‌ها نيفزايد ؛ شما سنّت را رعايت كنيد تا دولت شما پاينده باشد . ابو الهياج بن مالك ، مأمور اسكان مردم كوفه و عاصم بن الدلف الحرباء ، مأمور اقامت مردم بصره بود . كوفه چهار مرز داشت : حلوان كه فرمانرواى آن قعقاع بود ، ماسبذان كه ضرار بن خطاب در آن حكومت داشت ، قرقيسياء كه عمر بن عبد الملك حاكم آن‌جا بود و موصل كه عبد اللّه بن معتمر در آن حكمرانى داشت ، هر زمان كه اين حاكمان از حوزه‌هاى مأموريت خود به جايى مىرفتند ، براى خود جانشينانى معيّن مىكردند .